X
تبلیغات
سرود مدرسه
 
آموزش
 

  

ایران من "

شاعر: وحید نیکخواه آزاد

آهنگساز: بهزاد واحدی

اجرا توسط گروه ۱۳۵۷ نفری دانش آموزان فارس -

شیراز ۲۲ بهمن۱۳۹۲

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 
  

" الحمد لله الذی زین الاصوات بطیب الالحان و النغمات"

موسیقی:

    موسیقی وحدت اندیشه و احساس است که در قالب اصوات موسیقیایی متجلی می­شود و این اصوات منظم، هماهنگ و زیبا با هدایت اندیشه صحیح می­تواند نمونه­ای از موسیقی متعالی­ را ارایه کند.

                 موسیقی خوب زمزمه­ی سپاس هستی است" 

  ساز و صدای انسان به عنوان ابزاری برای بیان موسیقی مورد استفاده قرار می­گیرند؛ بنابراین اثربخشی موسیقی در جنبه­­های معنوی آن به درک و شناخت عمیق موسیقیدان از علم نظری و عملی و هم­چنین فهم زیبایی و هماهنگی به عنوان جلوه­هایی از ذات هستی بخش وابسته است.

   شعر چون از مقوله­ی بیانی است به هر روی در بند اندیشه می­ماند و اما موسیقی سراپا شور و انگیزش است، پس هنر ناب است، هنر را نمی­توان با واژه و کلام وصف کرد یا باید دید یا باید شنید و به همین اصل است که «آنجا که سخن باز می­ماند، موسیقی آغاز می­شود

تعریف ملودی ، ریتم ، هارمونی

ملودی : یک سری نُت­های پشت سرهم است که یک معنی یا حالت کلی دارند همانند یک جمله که از پشت سر هم قرار گرفتن کلمات با نظم خاصی شکل
 می پذیرد . ملودی باید طوری تنظیم شود که معنی­دار باشد.

ریتم : اصوات موسیقی دارای طول­های مختلفند و ریتم به تنظیم صداهای طولانی و کوتاه مربوط است . موسیقی ایستا و یکنواخت نیست بلکه پیوسته در یک زمان حرکت می­کند، همیشه دارای ریتم است و این ریتم قوی­ترین و بنیادی­ترین عنصر موسیقی است. به عنوان مثال: تیک تاک ساعت.... نواختن طبل و سنج در هیأت های عزاداری که باعث هماهنگی دسته های زنجیرزنی می شود، دست زدن هماهنگ با یک آهنگ،... نمونه­ای از ایجاد ریتم است .

هارمونی : دو یا چند صدای موسیقی که با هم نواخته شوند، ایجاد هارمونی یا هماهنگی می­کند، هارمونی در موسیقی مانند پرسیکتیو در نقاشی است. زیرا هارمونی و پرسیکتیو اولی به موسیقی، و دومی به نقاشی عمق می­دهد.

تعریف سرود در فرهنگ فارسی معین به شعر آهنگداری که جنبه­های حماسی، ملی، وطنی داشته باشد سرود گفته می­شود اما در نگاهی کلی، سرود نوعی موسیقی است که در آن گروه همسرایان به اجرای آواز گروهی می­پردازند.

واژه سرود از ریشه­ی سروت به معنای آواز خواندن و سراییدن می­باشد. مضامین و محتوای اشعار و ملودی سرودها عموماً حماسی، توصیفی، ملی و مذهبی است. به بیانی ساده­تر به مجموعه­ی صدای چند انسان که به طور هماهنگ و منظم به بیان کلام در قالب ملودی و متناسب با مضمون کلام بپردازد، سرود گفته می­شود.

با شکل­گیری تمدن اسلامی، سرودهایی در جنبه­های ملی، حماسی و مذهبی نقش یافتند. مثل سرایش­های مذهبی که در نوحه خوانی و مرثیه خوانی متجلی
 می شود. ساخت نخستین سرود ملی ایران توسط ناصرالدین شاه به لومیر (آهنگساز فرانسوی) سفارش داده شد . و این سرود با دسته موزیک سلطنتی که متشکل از هنرجویان مدرسه­ی موسیقی دارالفنون بود اجرا شد.

گروه­های سرود دانش­آموزی از زمان تأسیس دارالفنون مدرسه موسیقی و هنرستان عالی موسیقی شکل گرفتند، فراگیرترین و فعال ترین دوران فعالیتی سرودهای دانش­آموزی مربوط به پس از انقلاب اسلامی است. 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

         آهنگ سازی سرودهای دانش آموزی با استفاده ازجدیدترین نرم افزارهای موسیقی

    Email: behzad_Vahedi_Music@yahoo.com

 جهت هماهنگی وسفارش سرود به قسمت ارتباط با ما  مراجعه کرده و فرم تماس با مدیریت را تکمیل و ارسال نمایید./

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

                                                

تقسیم بندی صدای انسان از حیث زیروبم بودن صوت:

آقایان

خانم­ها و کودکان

1. تنور ( Tenor)

صدای زیر آ قایان

1. سوپرانو(Soprano)

صدای زیر خانم ها

2. باریتون (Baryton)

صدای متوسط آقایان

2. متسوسوپرانو(Mezzo soprno)

صدای متوسط خانم ها

3. باس(Basse)

صدای بم آقایان

3. کُنترآلتو (آلتیو) Contralto

صدای بم خانم­ها

 

1-سوپرانو: زیرترین نوع صدای خانم­ها و کودکان

2-متسوسوپرانو: صدای متوسط خانم­ها و کودکان که نسبت به سوپرانو کمی بم­تر است.

3-کنترآلتو: بم­ترین صدای خانم­ها و کودکان. عمده دانش­آموزان در دوره­ی دبستان در این محدوده­ی صدایی می­خوانند.

4-تنور: زیرترین نوع صدای آقایان است، این محدوده صدایی در دانش­آموزان دوره­ی متوسطه و  اکثر آقایان متعارف است.

5-باریتون: صدای متوسط آقایان

6-باس: بم­ترین صدای آقایان، خوانندگان معدودی در این محدوده قادر به اجرا هستند.

آهنگ سازی:

   علم آهنگ­سازی در فرهنگ موسیقی کلاسیک شامل آشنایی با هارمونی، فرم، سازبندی (ارکستراسیون) و اصول ملودی نویسی است. فرد آهنگسازی که در بخش سرودهای دانش­آموزی به خلق اثر می­پردازد باید اطلاعات کافی در خصوص تکنیک استفاده از صداها در مقاطع مختلف سني، قطعات چند صدایی وآشنايي كامل با گام­هاي ماژور و مينور را داشته باشد و از همه مهمتر به جهت غیرحرفه­ای بودن گروه­های دانش آموزی مهارت كافي در زمينه «تنظیم اثر» که بخش مهمی از یک قطعه موسیقی است را داشته باشد.  با توضیحات فوق، نمی­توان توقع داشت که اگر فردی تئوری موسیقی و سولفــژ را می­داند، بتواند آهنگ­سازی کند یا به صرف اینکه نوازنده­ی چیره­دستی است بتواند به ساخت آهنگ روی آورد، ممکن است یک ملودی زیبا نواخته شود و به لحاظ شنیداری زیبا و جالب باشد اما به لحاظ ساختار اگر با صدا ترکیب شود و تنظیمی بر آن نباشد یک اثر غیر متعارف و ناهنجار خلق می­شود. آهنگ سازی مقوله­ی بسیار مهم و پایه و اساس یک قطعه موسیقی محسوب می­شود.

 ساختار سرود

1.جملة مقدمه ( اورتور) : این جمله در اکثر آثار موسیقی وجود دارد. هدف کلی از آن آماده کردن ذهن شنونده برای بیان جمله­ی اصلی است.

2.جمله اصلی : این جمله در سرودها به همراه شعر می­باشد، اهتمام در سادگی، روان بودن و پرهیز از یکنواختی و رعایت دقیق و مناسب تلفیق شعر با موسیقی و ارکستراسیون مناسب می­تواندنقش به­سزایی دربیانمفهوم و محتوای شعر ایفا کند.

3.جملات رابط : این جملات در سرود عمدتاً سازی یا آوایی است که هدف از این جمله ایجاد تنوع، پرهیز از یکنواختی و ملال، تنفس برای گروه همسرایان و رنگ­آمیزی متنوع می باشد.

4.جمله فرود: این جمله نقش فعل را ایفا می کند، به این معنی که خاتمه­ی یک اثر موسیقی است.

مراحل تمرین سرود:

1.انتخاب اعضای گروه سرود با برگزاری آزمون تست صدا، روخوانی، نغمه خوانی و درنظرگرفتن هوش و استعداد دانش­آموز و از همه مهمتر علاقه­مندی آنها به شرکت در گروه سرود.

2.انتخاب مکان تمرین مناسب و استفاده از یک سیستم صوتی با كيفيت و قوي که صدای موسیقی با کیفیت مطلوب پخش شود.

3.انتخاب یا سفارش شعر مناسب

4.انتخاب یا سفارش ساخت آهنگ مناسب بر اساس شعر

5.تمرینات اولیه بیان و صدا: به منظور استفاده کامل از صدای تک تک اعضاء در طی چند مرحله می­توان صدا را تقویت کرد، تمرین­های بیان مانند روخوانی صحیح و بلند شعرهای کتب درسی، بیان حروف و هجاهای بلند مانند «آ ، اَ ، اِ ، اُ، او ، ای» تمرین کلمات هجادار؛ تک خوانی اشعار و یا خواندن آهنگ­هایی که از رادیو و تلویزیون پخش می­شود.

6.خواندن شعر سرود به صورت ساده و بدون آهنگ و تکرار ان که نهایتاً باعث تسلط دانش آموزان بر شعر می­شود، همچنین معنا کردن شعر به زبان ساده و بیان هدف و موضوع شعر توسط مربی.

7.پخش سرود با یک سیستم صوتی قوی خصوصاً قسمت با کلام. ( چندین بار تکرار شود)

8.سرود را به چند قطعه تقسیم کنید.( مثل قطعه 1 و 2 و 3...)

قطعه اول را چندین بار تمرین کنید و پس از تسلط كامل گروه در خواندن این قطعه  به ترتيب به سراغ قطعات ديگر برويد.

9.گروه را به دسته­های 2 یا 3 نفری تقسیم کنید و هر گروه به دفعات سرود را در حضور بقیه اعضای اجرا کنند. این تمرین با 2 هدف انجام می شود:

الف ) مشخص شدن صدای ناهماهنگ (فالش).

ب) ایجاد اعتماد به نفس در تک تک اعضا.

10. استراحت کوتاه 5 دقیقه­ای در بین تمرین و ایجاد فضایی شاد و با نشاط در جلسات تمرین.

11. نظر دانش آموزان و  اعضای را در باره­ی شعر و آهنگ و نحوه­ی تمرینات جویا شوید.

12. ضبط سرود در حین تمرین و پخش آن می­تواند نکات مهمی را در باره­ی آن به دانش­آموزان و مربي گوشزد كند و معایب و محاسن برای ایشان آشکارتر خواهد بود.

13. اگر استفاده از فرم­های حرکتی به اصل خوانندگی گروه لطمه مي­زند، حتماً از بکارگیری آن خودداری كنيد و اکیداً استفاده نشود.

14. در آرایش و چیدن گروه دقت کافی به عمل آوريد تا هم  تصوير زيبايي از گروه در ذهن بيننده به وجودآيد و هم صدای مناسب در تمام نقاط سالن به شنونده منتقل شود.

15. در صورتی که مربی بخواهد در تمرین و اجرا نقش رهبری را ایفا کند، لازم است علایم قراردادی و رهبری و سایر موارد مربوط به رهبری را به طور دقیق به اعضای گروه توضیح دهد.

16. تمرینات به صورت ایستاده انجام شود زیرا سیستم تنفسی راحت­تر عمل می­کند.

17. قبل از اجرای اصلی یک یا چند نوبت سرود را در حضور معلمان و دانش­آموزان دیگر  اجرا كنيد تا اعتماد به نفس در گروه تقویت شود و در زمان اجرای برنامه اصلی، گروه دچار استرس و فشار روحی نشود.

18. درزمان­اجرا از دخالت دیگران که در مجموعه­ی گروهی شما نیستند، جلوگیری کنید.

19. قبل از اجرا، مربی در سالن حضور داشته و کلیه شراط سالن ( صدا ، نور، ... ) را کنترل کند.

20. نحوه­ی ورود و خروج و ایستادن را که می تواند تأثیرات متفاوتی بر روی بیننده بگذارد، تمرین کنید...

                               مراحل تمرین سرود همگانی

۱-انتخاب سرود:در این مرحله سرودهایی را انتخاب کنید که به لحاظ ساختار موسیقیایی و شعر ساده - روان و زیباباشند (به غیر از سرودهایی که از طریق سازمان الزام به اجرای آن است)

۲-سرود را به دفعات در زنگ های استراحت برای دانش آموزان از طریق بلندگوی مدرسه پخش کنید.

۳-شعر سرود را در اختیار دانش آموزان قرار دهید.

۴-هر سرود را۲بار در طول یک هفته در برنامه صبحگاه مدرسه تمرین کنید.

۵-به دانش آموزان یاداوری کنید که در زنگ استراحت سرود را به همراه پخش از بلندگو زمزمه کنند./

بدین ترتیب شمادر طول یک یا دو هفته یک سرود آماده اجرا دارید"

لازم به ذکر است ضمن تمرین سرودهای جدید در فواصل سرودهای قبلی نیز تمرین شود"

توجه: جهت فیلمبرداری و ضبط سرودها حتما" از فرد متخصص در موسیقی وسرود استفاده کنید تا ضمن رفع اشکال و برطرف نمودن نواقص اجرای زیبای دانش آموزان به بهترین نحو تصویر برداری وثبت شود

از به کارگیری فیلمبرداران غیر حرفه ای ومجلسی اجتناب کنید!

این وبلاگ آماده پاسخگویی به سوالات شما مربی محترم می باشد.

[کارگاه هنر با کادری مجرب وحرفه ای آماده ارائه خدمات در زمینه فیلمبرداری سرودهای همگانی میباشد]  جهت هماهنگی به قسمت ارتباط با ما مراجعه کرده وفرم تماس با مدیریت را تکمیل و ارسال نمایید./ بهزاد واحدی

                              

  نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

"ای ایران" هرگز سرود ملی رسمی ایران نبوده، اما بسیاری از منتقدین موسیقی از آن به عنوان مهم‌ترین سرود وطن‌پرستانه‌ای یاد کرده‌اند که در دوران مختلف مورد توافق اکثریت گروه‌های سیاسی-اجتماعی قرار داشته است.

"ای ایران" را شاید از همین جهت "سرود میهنی" نام داده‌اند. شاید به همین دلیل در ماه‌های اولیه بعد از انقلاب ۵۷، این سرود برای کمتر از سیزده ماه، کم و بیش نقش سرود ملی ایران را در رادیو و تلویزیون بازی کرد.

"اجرای دیگر" ای ایران" مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در برنامه گلهاست که توسط غلامحسین بنان اجرا شده است"

شعر "ای ایران" توسط حسین گل‌گلاب سروده شده و آهنگ آن را روح‌الله خالقی آهنگساز نامدار در سال ۱۳۲۳ در آواز دشتی روی این شعر ساخته است. داستان خلق این سرود را اسماعیل نواب‌صفا در کتاب خاطرات خود این‌گونه به نقل از حسین گل‌گلاب می‌نویسد: وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود. بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم و از ناراحتی نمی‌دانستم چه کنم، بی اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده بود پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف کردم. او گفت ناراحتی فایده‌ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم. این بود که سرود ای ایران خلق گردید.

"ای ایران" نخستین بار ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی دانشکده افسری برای دو شب متوالی توسط گروه کر اجرا شد و استقبال از آن به حدی بود که گروه آن را سه بار متوالی برای مخاطبان اجرا کردند. به دنبال این استقبال، وزیر فرهنگ وقت هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا دعوت کرد تا صفحه‌ای از آن ضبط کنند و همه روزه از رادیو تهران پخش شود.

اجرای اولیه این اثر ملی نایاب است. اجرای دیگر، مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در برنامه گلها است که غلامحسین بنان این سرود را خواند. در سال ۱۳۵۰ نیز اُپرای رادیویی این سرود با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی و خوانندگی اسفندیار قره‌باغی ضبط شد. دو اجرای دیگر نیز از این اثر با صدای حسین سرشار و رشید وطن‌دوست وجود دارد.

  نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی  | 
               

1) شور: شور از جهاتي مهمترين دستگاه موسيقي ايراني بشمار مي آيد. شور آوازي است که با ذوق مشرقي ها موافق و سهل و مورد پسند عمومي است; زيرا فواصل پرده هاي آن معمولا خيلي با هم فرق ندارند و اغلب نغمات طوايف و ايلات و عشاير در زمينه اين دستگاه است. آواز شور از جذبه و لطف خاصي برخوردار است که بسيار شاعرانه و دلفريب است. آواز شور ريشه عميقي در فرهنگ ايراني دارد که بيانگر تصوف و عرفان ايراني است. مقام شور شامل چهار آواز يا نغمه است که عبارتند از: ابوعطا، بيات ترک، افشاري و دشتي.
-  آواز يا نغمه ابوعطا: ابوعطا آوازي است که بين عامه مردم رواج فراوان دارد و از لطافت و زيبايي خاصي برخوردار است. گونه ها و گوشه هاي آواز ابوعطا عبارتند از: رامکلي، درآمد، سيخي، حجاز، بسته نگار، يقولون، چهارپاره، گبري، غم انگيز، گيلکي.
-  آواز يا نغمه بيات ترک: آواز بيات ترک مانند ابوعطا مورد توجه عامه است. اين آواز حالت يکنواختي دارد. آواز بيات ترک عليرغم نامش صددرصد ايراني است; بيات ترک را پيش از اين بيات زند مي خوانده اند.
  -  آواز يا نغمه افشاري: افشاري، آواز متاثر کننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه دروني دارد.
-  آواز يا نغمه دشتي: دشتي از زيباترين متعلقات مقام شور به حساب مي آيد که آن را آواز چوپاني ناميده اند. اين آواز با آن که غم انگيز و دردناک است; درعين حال بسيار لطيف و ظريف است. احتمالا اصل اين نوع آواز متعلق به چوپان ناحيه دشتستان واقع در استان فارس مي باشد. امروزه اين آواز وسعت بيشتري يافته و در شمال ايران با تغيير شکل مختصري به نغمه گيلکي تغيير يافته است. اين آواز بين مردم گيلان رواج فراواني دارد.
2 ) همايون: دستگاه همايون شباهت بسيار به گام کوچک دارد. همايون يکي از بزرگترين دستگاه ها مي باشد که محبوبيت خاصي بين مردم ايران دارد. همايون آوازي است باشکوه و مجلل، آرام و درعين حال بسيار زيبا و دلفريب. برطبق قول مرحوم روح الله خالقي: «همايون ناصحي است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعين خود مکالمه و درددل مي کند و با بياني شيوا چنان نصيحت مي کند و پند مي دهد که هيچ سخنران را اين مهارت و استادي نيست.» موسقيدانان ايراني عموما بيات اصفهان را اشتقاقي از دستگاه همايون مي دانند. همچنين بعضي موسيقيدانان بيات اصفهان را هم پايه با گام  هارمونيک مينور در موسيقي غربي مي شناسند. 
-  بيات اصفهان: آواز بيات اصفهان از آوازهاي قديم ايراني است. آوازي جذاب و گيرا است که ريتمي بين شادي و غم دارد.
3 ) ماهور: ماهور طبيعي ترين گام و اساس موسيقي فرنگي است. ماهور آوازي است با وقار و ابهت و شوکت خاصي به شنونده القا مي کند و آهنگ ساز براي بيان شجاعت ها و دليري از اين آواز استفاده مي کند. ماهور چون قرين موسيقي فرنگي است، بين جوانان جايگاه خاصي دارد. اما در مجموع آواز ماهور طرب انگيز و شاد مي باشد.
4 ) چهارگاه: سه گاه و چهارگاه با يکديگر پيوستگي خاصي دارند. اين گونه رابطه بين هيچ دو دستگاه ديگر وجود ندارد. تمامي گوشه هاي سه گاه را مي توان در چهارگاه با تغيير مقام اجرا نمود. البته چهارگاه چند گوشه مخصوص به خود دارد که در سه گاه اجرا نمي شود. از طرفي مقام هاي اين دو دستگاه بقدري با يکديگر متفاوتند که مي توان گفت هيچ دو مقامي در موسيقي ايراني اين گونه باهم فرق ندارند. چهارگاه از نظر علمي مهمترين مقام موسيقي ايراني است. اين آواز نماينده جامع و کاملي از تمام حالات و صفات موسيقي ايراني است. بطوري که تمام صفات عالي و ممتاز گام هاي ايراني را مي توان در چهارگاه به طور يکجا پيدا کرد.
5 ) سه گاه: سه گاه از نغمه هاي قديم ايران بوده و نام آن در کتاب هاي تاريخ موسيقي ايراني نيز آمده است. آواز سه گاه ريشه کاملا ايراني دارد. البته سه گاه درميان ترک ها استعمال زيادي دارد و آنها درخواندن اين آواز مهارت زيادي دارند. اما فارسي زبان ها آن را طور ديگري مي خوانند. در هردو، آواز باحزن و اندوه و با تاثير و تالم بسيار همراه است.
6 ) راست پنجگاه: اين دستگاه در بين دستگاه ها از همه کمتر اجرا مي شود. بعضي موسيقيدان ها معتقدند که اين دستگاه به قصد تعليم بنا شده است. راست پنج گاه ترکيبي است از ساير مقام ها و در اين آواز مي توان به تمام مقام هاي ايراني وارد شد. از اين رو مي توان تمام احساساتي که در دستگاه هاي موسيقي ايراني است را با راست پنج گاه ايجاد نمود. راست پنج گاه آواز کاملي است; زيرا داراي تمام حالات و صفات آوازهاي ديگر نيز هست. 
7 ) نوا: نوا از ديگر دستگاه هاي هفت گانه موسيقي ايراني است که آوازي است درحد اعتدال و آهنگي ملايم ومتوسط دارد، نه زياد شاد و نه زياد حزن انگيز. نوا را آواز خوب گفته اند و معمولا درآخر مجلس مي نواختند.معمولا اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براي نوا انتخاب مي کنند زيرا تاثير بسيار زيادي در شنونده ايجاد مي کند.

  نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 
                  موسیقی ایران پس از اسلام

پس از سقوط سلسله ساسانی و استقرار خلافت اسلامی و رویدادها و حوادث ناشی از این دگرگونی تاریخ تا مدت ها فرصتی برای پرداختن به موسیقی نماند با این همه پیشینه غنی موسیقی و رواج پرداخته آن در عهد ساسانی و به ویژه در دوره سلطانت خسرو پرویز مانع از آن شد که موسیقی یکباره به دست فراموشی و نابودی سپرده شود .

خوانندگان و رامشگران که در واپسین سال های سلطنت ساسانی در سراسر ایران پراکنده بودند نیز با هم افسردگی ها و پریشانی را دست از کار نکشیدند و آن چه به موسیقی و اصطلاحات آن مربوط می شد ، سینه به سینه و دست به دست از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید و در دوره خلافت امویان چون زمانی مناسب یافتند چنانچه خواهیم دید به انتشار و رواج آن دست یازیدند .

آشنایی اعراب پیش از اسلام با موسیقی و شروع دوره اسلامی با موسیقی ایران

الحان موسیقی رزمی از روزگار باستان بین اعراب به ویژه سپاهیان آنان معمول بود . با این الحان احساسات جنگجویان را بر می انگیختند و در میدان جنگ رجز خوانی می کردند که خود نوعی موسیقی به شمار می آید . آهنگ دیگری نیز داشتند که مانند رجز و تند خوانده می شد و به آن نصیب می گفتند اما از آلات موسیقی ظاهرا جز طبل و بوق چیز دیگری نداشتند .

اعراب از موسیقی بزمی الحانی داشتند که آن را غنا می نامیدند .

عرب موسیقی بزمی نداشت و اگر هم مختصر غنایی داشت بی رویه و متناسب با عادات و اخلاق و خوی خشن و ناهموار اعراب بادیه نشین صحراگرد بود .

موسیقیدانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه اموی

مسلم بن محرز : ابن محرز اصلا ایرانی بود ، پدرش پرده دار کعبه بوده او از موسیقیدانان به نام عصر بنی امیه است . در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد . ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی گوید : وزن رمل را که آهنگ ضربی تندی بود او اختراع کرد . او نخستین مکتب علمی را به وجود آورد و آوازها را به طور صحیح تنظیم نمود و خود طریقه ای در موسیقی ابداع کرد و به اصلاح و تکمیل آن پرداخت .

از جمله کارهای او تشکیل دسته های دختران خواننده بود ( تشکیل اینچنین دسته هایی در زمان ساسانیان نیز در ایران معمول بود ) دسته ای از 50 دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جملیه زن موسیقیدان معروف آن عصر ، آهنگ اصلی را می خواند .

جلوه موسیقی ساسانی در میان عرب زبانان

موسیقی کشورهای اسلامی که اکنون در کشورهای باختری به موسیقی عرب معروف است به وسیله ایرانیان پایه گذاری شده و همان طور که پیش از این ذکر شد عرب در آغاز به تمدن و صنعت و هنر توجهی نداشت . پس از اسلام نیز اشتغال به صنعت را دون شان خود می دانست و آن ها را از کارهای موالی می شمرد و از مباشرت به آن عار داشت . چون با تمدن و زندگانی شهری خو گرفت و خود را محتاج به علوم و صنایع دید ناگزیر دست به دامن موالی زد و چون بیشتر اهل هنر و صنعت ایرانی بودند صنایع و هنر ایران از جمله موسیقی میان عرب رواج یافت و به تدریج توسعه پیدا کرد و در دوره خلفای عباسی موسیقی اسلامی بر مبنا و اصول و قواعد و راه و رسم موسیقی ایرانی قرار گرفت و مقامات و الحان موسیقی ایران جانشین موسیقی عرب گردید و با آن که بر اثر مرور زمان و عوامل محلی و اجتماعی موسیقی کنونی کشورهای عربی رنگ خاصی به خود گرفته است هنوز آثار موسیقی ایران در آن کاملا مشهود و نمایان است ، زیرا اساس آن از موسیقی ایران اقتباس شده ، و موسیقی آنان بر پایه موسیقی ایرانی استوار گردیده است چنانکه از میان 52 مقام معمول در موسیقی کشورهای مصر ، سوریه و لبنان ، 30 مقام آن در بین آوازها و گوشه های ردیف موسیقی ایران موجود است بدین شرح : (ابیات ترک)،(سرگاه)،(شهناز)،(اصفهان)،(عشاق)،(سایه)،(صبا)،(شور)،(ماهور)...

ادامه ی بین تحقیق و مقایسه بین ممالک مجاور و موسیقی ایران نیز به همین نتیجه منتهی می گردد که موسیقی ایران ریشه و اساس موسیقی های این ممالک است .

شعر و موسیقی در دوره عباسیان :

بیش از این گفتیم که ایرانیان پس از انقراض سلسله ساسانی و چیرگی عرب بر ایران ، نه از سرودن شعر دست کشیده اند و نه موسیقی خود را فراموش کرده اند بلکه موسیقی و شعر که وابستگی کامل به هم داشت همچنان معمول بود ولی رونق گذشته را نداشت و رو به ضعف می رفت تا آن که ایرانیان به تشکیل حکومت های نیمه مستقل و مستقل توفیق یافتند .

پس از تشکیل خلافت عباسیان به پایتختی بغداد ، بر اثر از میان رفتن امویان ، و آزادی نسبی که پدید آمد و نیز توجه خلفای عباسی به شکوه و جلال دربار و هنرهای زیبا به تقلید از شاهان ایرانی ، بازار هنرهای زیبا از قبیل حسن خط ، نقاشی و شعر و موسیقی گرم شد و هنرمندان ایرانی که با وجود پیشامدهای ناگوار رشته اتحاد ذوقی هنری خود را از دست نداده بودند ، خواسته های قبلی و زاده های فکری و هنری خود را به صورت های ممکن ظاهر می کردند . با تشکیل حکومت های نیمه مستقل و مستقل دراوایل خلافت عباسیان ، احساسات خود را به شیوه نوین جلوه گر ساختند .

دو نویسنده موسیقی دراین دوره ابونصر فارابی و ابن سینا بودند که کتاب موسیقی الکبیر فارابی یکی از بزرگترین کتاب هایی است که تا این زمان راجع به موسیقی نوشته شده و فارابی عود نواز بود و درآواز خوانی مهارت داشت و در کتاب موسیقی الکبیر خد تقسیم بندی دانگ ها به 6 دانگ منسوب به ابونصر فارابی است .

دوره ایلخانیان و تیموریان :در دربارهای مغول مقدار زیادی خنیاگران بوده اند و از متون ادبی دوره مذکور نیز علاقه به علم موسیقی استنباط می شود . بعد از ابونصر فارابی و ابن سینا نظری دان معروفی که قابل ذکر است صفی الدین عبدالمومن ارموی در دوران بحرانی زندگی می کرد و در خدمت آخرین خلیفه عباسی بغداد بود و به هنگام حمله و قتل عام هلاکو خان در بغداد با نواختن عود نزد او جان خود را نجات داد . صفی الدین در ایران دو ساز موسیقی به نام مغنی که نوعی عود بوده است و یک نوع قانون به شکل مربع مستطیل به نام نزهه اختراع کرد .

رساله مهم دیگری به نام کنز القصف در موسیقی به جا مانده که در نیمه دوم قرن 8 نوشته شده است که به ویژه بخش توصیف سازهای موسیقی دارای ارزش است . آن چنان که از این کتاب برمی آید سازهای موسیقی مجلسی در ایران دو نوع عود و رباب بوده است . همچنین سازهای دیگر از قبیل مغنی ، چنگ و ساز کمانه ای به نام غیچک و نی کوچک به نام شبیه ، تنبور ، دو تار و نوعی سه تار و نوعی کمانچه و ساز کوبه ای دف و دایره .

در آثار هنری و نقاشی های این دوره سازهای موسیقی بیشتر از دوره های قبل از آن آمده است . سازهایی که در نقاشی های ایرانی آمده است و در مجالس بزم و در عرصه رزم آن ها را نشان می دهد عبارت است از : تنبور ، چنگ ، قانون ، کمانچه ، نی، سرنا، شیپور ، کوس و سنج .

مشخصات کلی :

1. موسیقی به نحو چشمگیری تابع شعر گشت و بعضی از شعرا ، اشعار خود را با آواز و نواختن ساز اجرا می کردند .

2.نواهای دوران باستان و مایه ها ( دستنها ) که منسوب به باربد بود تاثیر زیادی برآثار موسیقی داشت .

۳.خواندن اشعار حماسی به ویژه شاهنامه خوانی رواج گرفت و وزن شاهنامه در موسیقی مطرح گشت .

4.کوشش هایی برای ثبت الحان موسیقی به وسیله خط آغاز گشت .

5.سازهای متنوعی در همنوازی به کار رفت و برخی سازهای جدید مانند مغنی ( نوعی عود ) و ترهه ( نوعی قانون ) اختراع شد .

6. موسیقی صوفیانه و سماع در خانقاه ها با سازهای معمول آن سبک موسیقی مانند : نی ، رباب ، و در برخی موارد تنبور اجرا شد و زن ها و ملودی های خاص خود را پرورش داد .

۰۷ ابتکارات برخی موسیقی دانان و نوازندگان باعث ایجاد گوشه های جدیدی گشت که به ردیف موسیقی ایرانی اضافه گشت مانند بوسیلیک ( درنوا ) و ابراهیمی در عشاق و ... .

دوره صفویه :دوره رکود مطالعات نظری موسیقی

در دوره صفویه تحول چشمگیری در هنرهایی از قبیل نقاشی و قلمزنی و غیره بعمل آمده در معماری نیز طرح هایی مشخصی به کار رفت . در موسیقی بخلاف نقاشی و کاشیکاری به ویژه در جنبه های نظری آن پیشرفت خاصی حاصل نشد و نظری دانانی چون فارابی ، ابن سینا ، صفی الدین ارموی به وجود نیامد و به علت باورهای مذهبی و تحریم موسیقی موسیقی نوازان اقبال و پذیرشی نیافتند . از طرفی نیز موسیقی به دست افراد بیسواد افتاد . بخلاف چنین وضعیتی که در دوره صفویه در ایران معمول بود، موسیقی ایرانی در هند تجلی داشت و در دوره شاهان مغول بعد از امیر تیمور در هند ، برخی هنرها مانند معماری و ادبیات از ایران تاثیر پذیرفت .

یکی از بنیانگذاران سلسله صفویه شیخ حیدر به اختراع چهارتار شهرت دارد . رباب به وسیله عبدالله فریادی و غیچک به وسیله قلی محمد تکمیل شد . در این دوره تاثیر خارجی به ویژه چین در نقاشی اصفهان مشاهده می شود و بعید نیست که در عرصه برخی سازهای موسیقی هم بی تاثیر نبوده باشد .

مشخصات کلی

1. تنوع سازها نسبت به گذشته بیشتر شد ولی برخی از سازها به تدریج مهجور شد . حداقل 6 ساز در همنوازی ها معمول بوده است که عبارتند از : عود ، نی ، تنبور ، قانون ، کمانچه و دف .

2. خنیاگری و موسیقی بیشتر راه تفنن و سرگرمی را پیمود و از منزلت خنیاگران دستگاه سلطنت دوره ساسانی دیگر خبری نیست ، بلکه در این دوره آن صرفه به همان مسیری افتاد که در دوره قاجار به نام عمله طرب خوانده شدند .

3.موسیقی بیشتر هنر خصوصی بود که درخلوت اجرا می گشت . قلمرو ملودی به ندرت از دو التا تجاوز می کرد .

4. آواز به صورت بلند و با صدای زیر اجرا می شد و به ویژه صدای مردان زیرخوان مانند گذشته مطلوب بوده است .

5. برخی سراشیب های دسته جمعی و نرمه خوانی در مراسم مذهبی رواج بیشتری یافت که کودکان غالبا اکتاو زیر صدای مردان را همزمان می خواندند .

6.مقدمات ورود بعضی از سازهای اروپایی به تدریج فراهم شد که ابتدا منحصر به هدیه سلاطین اروپا به دربار صفویه بوده است . آن ارتباط بیشتر از نیمه اول سده 11 هجری فزونی یافت .

7.موسیقی نظام و مراسم رسمی نقاره خانه که در هنگام سحر و غروب آفتاب و عیدها انجام وظیفه می کرد رونق گرفت .

موسیقی دوره قاجار

از موسیقی دوره قاجار موسیقیدانان آن دوره در نسبت با دوره صفویه آثار و شواهد بیشتری در دست همت در دوره قاجار در موسیقی مجلس تغییراتی روی داد و برخی از سازها که در عصرهای قبل از آن معمول بود در این دوره مهجور ماند و نواختن آن متروک گردید که می توان این ها را برشمرده عود ، رباب ، چنگ ، قانون.در عوض سازهای دیگری بیشتر معمول گشت که از آن قبیل است : تار و سه تار ( که در نقش های دوران قبل دیده نمیشود ) کمانچه ، سنتور ، نی، سورنا ، نفیر ( نوعی بوق از شاخ حیوان یا فلز ) کرنا، دهل ، تنبک ، نقاره ، سنج ، نی انبان ، دایره و سوتک . برخی از سازها هم در ایران اختراع شد مانند رموز که شخصی همدانی در تهران اختراع کرد یکی از نوازندگان به نام آقا جان پدر میرزا حبیب سماع حضور کمانچه ای اختراع کرد که دارای سیم ها و پیچ های زیاد و دسته ای بلند بود و ایستاده می نواخت و نام آن را مجلس آرا نهاده بود و شب ها برای ناصر الدین شاه می نواخت .

طبق نوشته برخی سفرنامه ها نواختن موسیقی به ویژه در میهمانی ها و هنگام صرف ناهار معمول بوده است . در آن نوع موسیقی مجلسی غالبا یک ساز کوبه ای و تار با خواندن آواز همرهی می کردند . در دوره اخیر الذکر غالبا قدر و قیمتی برای آن هنر و اجرا کنندگان آن قائل نبودند و اشخاص سرشناس به ندرت به فراگرفتن موسیقی یا نواختن ساز می پرداختند و اگر هم همچنین می کردند بیشتر جنبه شخصی و خصوصی داشته است . از طرفی موسیقی و اجرای آن به دست لوطیان و اشخاص بی سرو پا افتاد . در سفرنامه سیاحان دیگری که از موسیقی دوره قاجار یاد کرده اند کما بیش همین وضع منعکس است . ادوارد براون انگلیسی در شرح میهمانی ها ذکر می کند که میهمانان بسته به مدارج خود در صدر سفره می نشستند و موسیقی دان ها و خوانندگان و رقاصان در پای سفره قرار می گرفتند . مهدی قلی هدایت ( حاج مخبر السلطنه ) می نویسد : از متاخرین کسی دارای مقام علمی نبوده است . در موسیقی آنطوری که باید تعقیب نشد و در اواخر اهل عمل ( نوازندگان ) را منزلتی نماند .

در دستگاه های حکام به ویژه سلاطن در قاجار نوازندگان و خوانندگان هم به صورت خصوصی و هم در مراسم مناسب مانند مراسم آش پزان انجام وظیفه می کردند . بجز نوازندگانی که اکثر آن ها را عمله طرب می خواندند در مراسم میهمانی ها و عروسی ها نیز از نوازندگان دیگری که غالبا مطرب خوانده می شدند استفاده به عمل می آمد . نوازندگان روستایی بجز استفاده از آواز و سازهایی مانند کمانچه و ... از طبل بزرگ و سرنا هم استفاده می کردند . نوازندگان و خوانندگانی که با هم همکاری داشتند غالبا دسته می نامیدند . از مشهورترین آن دسته ها در دوره ناصر الدین شاه دو دسته را می توان نام برد که سر دسته هر دو دسته ها نابینا بودند . یکی معروف به دستهی مومن کور که خود ردیف دان بود و افرادش را خود تعلیم داده بود و همسر او ضرب و دف می زد و دو دخترانش در دسته او بودند ، یکی ارگ دستی می نواخت و دیگری در رقص مهارت داشت .

دسته دیگر کریم کور بود که خود تار وکمانچه می نواخت و دخترش نیز کمانچه می نواخت . خواننده به نام حسین آواز می خواند و ضرب می گرفت و صادق نامی نیز دف می زد . کریم در سال 1300 ه.ق درگذشت . نوازندگان مخصوص که به نام عملیه طرب خاصه نامیده شده اند در طول 50 سال سلطنت ناصر الدین شاه در دربار او انجام وظیفه کردند و نام آن ها چنین است : آقا علی اکبر ، آقا غلامحسین ، میرزا عبدالله نوازندگان تار .سنتورخان ، محمد صادق خان ، و میرزا حبیب سماع حضور نوازندگان سنتور .

خوشنوازخان ، مطلب خان ، و جواد خان قزوینی نوازندگان کمانچه در دستگاه ناصر الدین شاه از نوازندگان دیگر هم استفاده می شده که در موقعیت های خاصی انجام وظیفه می کردند . از این قبیل که قبل از خواب برای ناصر الدین شاه نوازندگی می کردند . خوابگاه او چهار در به اطراف داشت که یکی به اتاق رامشگران باز می شد . نقیب الممالک که در داستان سرایی مهارت داشت در یکی از اتاق ها می نشست و در را اندکی باز می گذاشت ، تا شاه صدایش را بشنود و قبل از آن یکی از نوازندگان مخصوص که جوادخان قزوینی بود کمانچه ای بسیار کوچکی داشت که می نواخت و نقیب الممالک چند بیتی آهسته می سرود .

آنچنانکه استنباط می شود ناصر الدین شاه تا حدی ذوق شاعری داشته است و به نغمات موسیقی ایرانی هم آشنایی نسبی حاصل کرده بود و استادان فن را تشویق می نموده است و درعصر او نوازندگان مشهوری به وجود آمدند که عبارتند از :آقا علی اکبر فراهانی :وی فرزند شاه ولی بوده که طبع شعری هم داشته است . به دستور ناصرالدین شاه یک تابلوی نقاشی آب رنگ توسط میرزا ابوالحسن خان غفاری ( صنیع الممالک ) در سال 1273ه.ق. از او و چند تن از شاگردانش نقاشی شده است . کنت دوگو بینو فرانسوی در تهران ساز او را شنیده و راجع به او می نویسد : معروفترین نوازندگان تار علی اکبر است که اروپائیانی که به موسیقی مشرق توجه نداشته اند در موقع شنیدن ساز او دچار تاثر شدند چون با روح و حساسیت زیادی تار می زد ولی به نظر بعضی هنرمندان تند خلق است و بایستی خیلی اصرار کرد تا ساز بزند . آقا محمد صادقخان سرور الممالک نوازنده مشهور سنتور عهد ناصری که ساز آقا علی اکبر را شنیده بود روایت کرده که : چون آقا علی اکبر مضراب برسیم اشنا می ساخت من در عالمی دیگر سیر می کردم و نوازندگی خود از یادم می رفت .

آقا علی اکبر شب ها تار خود را کنار بسترمی نهاد و می خوابید و گاه در نیمه شب بیدار می شد و گوشه تازه ای می نواخت یک شب کسی در خواب به او می گوید من رنگ اصول را که از قطعه های قدیم است و به کلی فراموش شده است به تو می آموزم و چنان می کند . آقا علی اکبر در دل شب از خواب بیدار شده ، میان بستر تار را برداشته و آن را می نوازد و دو روز بعد رنگ را به برادرزاده اش آقا غلامحسین می آموزد و بعد او به پسرعموهایش میرزا حسین قلی و آقا میرزا عبدالله تعلیم می دهد .
آقا علی اکبر دارای سه پسر بود . به نام های میرزا حسن نوازنده تار و سه تار که در جوانی درگذشت و پسران دیگر میرزا عبدالله و آقا حسینقلی نوازندگان مشهور تار )

آقا غلامحسین :فرزند محمد رضا برادر زاده آقا علی اکبر است . که نزد عموی خود بوده و از نوازندگان دربار ناصری بوده است . مضراب ریز و سریع او معروف بوده و بجز عموزاده هایش میرزا عبدالله و آقا حسین قلی شاگردان دیگری مانند نعمت الله اتابکی کرمانی و محمد خان مستوفی و ...تربیت کرد .

بر اثر کوتاه بودن عمر آقا علی اکبر فرزندان خردسالش میرزا عبدالله و آقا حسین قلی نتوانستند از تعلیمات پدر بهره مند شوند و آقا غلامحسین هم در ابتدا به تعلیم آنان رغبتی نداشت ولی بر اثر اصرار مادرشان که بعد ازفوت آقا علی اکبر به عقد ازدواج آقا غلامحسین درآمد . به تعلیم آن دو همت گماشت و آهنگ های گذشته را حفظ کرد .

میرزا عبدالله :او ابتدا نزد برادر بزرگ خود میرزا حسن و سپس نزد پسرعموی خود آقا غلامحسین موسیقی را فراگرفت و به برادر کوچکتر خود آقا حسین قلی هم آموخت . وی ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را به شاگردان دیگر خود آموخت و در آموزش بخشنده و گشاده دست بود . شاگردان دیگر میرزا عبدالله عبارتند از : ابوالحسن صبا ، حاج آقا محمد ایرانی مجرد ( در قسمت ردیف ) ، سید حسن خلیفه ، دکتر مهدی صلحی ( منتظم الحکما ) که مهدی قلی هدایت از محضر او استفاده کرد و ردیف موسیقی او را نوشته است . از فرزندان میرزا عبدالله ، احمد عبادی که نزد خواهر خود کار کرده بود موسیقی را ادامه داد و از نوازندگان مشهور سه تار در دهه معاصر به شمار می آید .

آن چنان که برمی آید : میرزا عبدالله نیز دارای مشرب درویشی بود . دکتر داریوش صفوت گوید : آقای دوامی مطلب جالبی می گفت و آن این که از میرزا عبدالله ( بزرگترین سه تار نواز ایران که در نواختن تار نیز استاد بود و به منزله کتاب موسیقی ایران به شمار میرفت ) نقل قول می کرد که موسیقی ایرانی یک موسیقی معنوی است . و تا شخص به عالم معنا راه نیابد نمی تواند چیزی از آن بیاموزد حتی دوامی می گفت میرزا عبدالله توصیه کرده بود که هر که خواست نزد شما کار کند ابتدا او را بفرستید تا وارد عالم معنا بشود و بعد موسیقی ایرانی را یاد بگیرد .

سبک :در مورد میرزا عبدالله ذکر شده است که وی مردی نجیب و لحنی مهربان بوده است . ابتکار ساختن برخی مقطعات خوبی از اوست . شهرت میرزا عبدالله بیشتر در نواختن سه تار بوده است . سه تار که از نوع تنبور بوده است بر خلاف تنبور که با 4 انگشت دست راست می نوازند ، سه تار را با ناخن انگشت سبابه دست راست می نوازند .آنچنانکه از نام این ساز بر می آید در ابتدا سه سیم داشته است . طبق روایت عشاق علیشاه سیم دیگری به آن اضافه کرده که اکنون با 4 سیم نواخته می شود . این سیم اضافه شده به نام سیم زنگ یا سیم مشتاق معروف است .

علی نقی وزیری :پدرش موسی خوان افسر نظام بوده مادرش از اولین زنانی بود که مدرسه دخترانه دایر کرد و موسیقی هم تا حدی وارد بود . ساز ویولن را آورده فارغ التحصیل مدرسه موزیک نظامی است . پدر موسیقی ایران بوده و اولین هنرستان موسیقی ایران را آورده .

مرتضی نی داود :ساز اختصاصی تار ، نی داود از نوازندگان درجه اول نوازندگی سنتی تار به شمار می رود . تصنیف مرغ سحر ( ماهور ) مال اون بوده ، مغازه الکتریکی در خ فردوسی تهران داشته .

روح الله خالقی :استادش علی نقی وزیری ، اولین هنرستان ملی موسیقی ایران را می آورد .ای ایران اثر ماندگار وی میباشد.

درویش خان :نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش آغاز کرد ./

یادشان گرامی...


  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

 بررسی ها نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی های خاص و شاد به تعادل روحی و عاطفی کودکان کمک می کند . در ضمن لذت بردن از موسیقی باعث افزایش روحیه و سرحال شدن کودکان و افزایش کوتاه مدت توانایی های آنها می شود .همچنین به گفته محققان نوع موسیقی که گوش داده می شود باید مورد پسند فردی که گوش می دهد باشد تا بتواند بر روحیه وی تاثیر مثبت بکذارد . با این وجود بهتر است از موسیقی هایی با نت مشخص و منظم استفاده شود  

موسیقی خوب بر رفتار کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و با ایجاد یک سری تجربیات موسیقي در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان ، احساسات اجتماعی ، اعصاب و افزایش هوش آنها بسیار موثر است .موسیقی می تواند کیفیت زندگی کودک را در عرصه های مختلف بالا ببرد ، نظیر ارتباط کودک با کودک دیگر ، کودک و خانواده ، ارتباط کودک و پزشک یا معلم ، وغیره 

موسیقی در عین تهییج کنندگی می تواند آرامش دهنده نیز باشد .ثابت شده است که موسیقی می تواند میزان تحمل درد در کودکان را به هنگام بیماری یا موقعیت های شامل استرس افزایش دهد .موسیقی می تواند مشوق اجتماعی تر شدن کودکان شود و توانایی آنها را در نشان دادن نظرات و احساسات و نیز برقراری ارتباط با دیگران افزایش دهد .تاثیر موسیقی بر هر دو نیمکره مغز باعث می شود تا ارتباط این قسمت ها با یکدیگر تسهیل شده ، بهره لحظه ای هوشی بالا رود . این هماهنگی همچنین برای درمان لکنت کلام بسیار مهم است .          

تجربه ثابت کرده که موسيقي مي تواند تمام وجود يک فرد را به تلاطم درآورد. برخي از موسيقي ها به شما آرامش مي بخشند و برخي شما را عصبي و تهاجمي مي کنند.در دنياي امروز، از موسيقي براي تاثير گذاري بر امور مختلف استفاده مي شود؛ به طور مثال موسيقي در زمينه پزشکي به عنوان نوعي درمان مورد استفاده قرار مي گيرد. امروزه موسيقي در تسريع امر شفابخشي، کاهش فشار خون، درمان کودکان بيش فعال، بيماري هاي روحي، افسردگي به ويژه افسردگي پس از زايمان، کاهش اضطراب و استرس، درمان بي خوابي، رشد بهتر نوزادان نارس و... به کار برده مي شود.

موسيقي هاي ملايم مانند موسيقي کلاسيک اثربخشي بهتري روي بدن دارند و باعث افزايش آندروفين در بدن مي شوند. همچنين ۳۰ دقيقه گوش دادن به موسيقي اثري معادل يک دوز قرص واليوم دارد.

بد نيست بدانيد که با گوش دادن به موسيقي، هر دو نيمکره مغز (نيمکره هاي چپ و راست) درگير فعاليت هاي ذهني مي شوند. البته منظورما از موسيقي فقط خواندن شعر نيست بلکه ساز زدن، ملودي، تُن، انواع صدا ها، آکورد و ريتم را نيز شامل مي شود.

تاثير موسيقي بر افزايش حافظه و تمرکز

موسيقي از طريق تحريک فرد براي دقت بيشتر نسبت به نوع صدا ، ريتم، ملودي، آهنگ، جهت صدا و... در افزايش حافظه و تمرکز مؤثراست؛ به همين دليل، اغلب دانش آموزاني که به نوعي با موسيقي در ارتباط هستند در مدرسه و دانشگاه موفق تر هستند.

امروزه ثابت شده که حافظه مي تواند از طريق موسيقي تقويت شود و افرادي که از کودکي در معرض آموزش و بازي هاي موسيقايي بوده اند ، حافظه بسيار بهتري دارند. ريتم، ملودي، هارموني و... جزو عواملي هستند که موجب تقويت حافظه مي شوند.

اما متأسفانه برخي موسيقي ها به طور عکس عمل کرده و حتي باعث بيماري مي شوند. استفاده از موسيقي هاي نامناسب همانند وارد کردن زهر به بدن است. دانشمندان در اين زمينه، آزمايشي را روي تعدادي از گياهان انجام دادند. تعدادي گياه از يک نوع و در شرايط آب وهوايي يکسان، به ۲ گروه تقسيم شدند. براي گروهي از آنها، موسيقي راک را با صداي بلند پخش کردند و ديدند که پس از مدتي گياهان پژمردند و تعدادي نيز خشک شدند و براي گياهان گروه دوم، موسيقي کلاسيک ملايم پخش کردند و شاهد رشد سريع تر آنها بودند.

       موسيقي، عنصر بسيار قدرتمندي است که همانند يک داروي شفابخش عمل مي کند .

در واقع موسيقي در ميان تمام هنر ها منحصر به فرد است زيرا به طور قدرتمندانه اي روي سطح هوشياري افراد اثر مي گذارد. اگر شمابه شيوه اي صحيح موسيقي را وارد زندگي خود کنيد، مي توانيد تا ساليان سال از اثرات مثبت آن روي خود و فرزندانتان بهره گيريد... امافراموش نکنيد، به همان اندازه که موسيقي مي تواند تاثيرات خوب بگذارد ، قادر است زيان بخش نيز باشد!

  نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

تنش و آرامش در موسیقی

 ساخت موسیقی زیبا آنهم بدون برنامه ریزی و تفکر طولانی مدت از جمله مهارتهایی است که هر موسیقیدان و نوازنده ای علاقه به کسب آن دارد. فراگیری گام ها، درک یا حفظ کردن آکوردها، فراگیری قوانین وصل آکوردها، نوشتن ملودی و … تنها بخشی از مقدمات لازم برای کسب مهارت بداهه نوازی است.

نکته مهمی که بسیاری از اوقات فراموش می شود برقرار کردن یک تعادل به هنگام استفاده از این دانش و مهارت های ابتدایی در تهیه موسیقی است.

برقراری تعادل هنگامی ممکن می شود که شما بتوانید از هر دو نیمه مغزتان بصورت کافی و مثبت استفاده کنید. همانطور که می دانید نیمه چپ مغز شما بیشتر درگیر حفظ و فراگیری دانش است در حالی که نیمه راست مغز بیشتر درگیر فعالیت های خلاقانه و به عبارتی هنری است. اگر بتوانید میان استفاده از این دو قسمت تعادل برقرار کنید بدون شک یک موسیقیدان خوب شمرده می شوید.

فراموش نکنید که هدف یک نوازنده و موسیقی دان خوب آن است که با مخاطب خود بتواند نزدیکترین رابطه را برقرار کند.

پس از کسب مهارت های ابتدایی و فراگیری گامها و آکوردها به جایی می رسید که می بینید، توان خلق و اجرای ملودی های بدیع و زیبا را ندارید و خود را بسیار محدود می یابید!

هنگامی که گروه در حال اجرا است و آکوردها تغییر می کنند چگونه می توان بدون داشتن تمرین و ایده کافی از موسیقی روی آن به اجرای ملودی پرداخت؟

سبک موسیقی هر چه باشد (جز، کلاسیک، فولک، راک، پاپ و … )، بداهه تهیه شود یا روی آن مدتها فکر شده باشد، بدون شک چه از نظر اجرا کننده و چه از نظر شنونده می توان آنرا به مجموعه ای از تنشها (Tensions) و رهایی ها (Releases) تقسیم کرد. (ترجمه آرامش برای این لغت مناسب تر است که از این جا به بعد از آن استفاده می گردد)

Tension
تنش قسمتی از موسیقی است که در شما هیجان، شادابی، اضطراب و قدرت ایجاد می کند و عمومآ با استفاده از بالابردن حجم صدا، بالابردن میزان استفاده از نت های زیر، استفاده از گام و فاصله های خاص، کاهش کشش نتها از سفید به سیاه، از سیاه به چنگ و دولا چنگ و …، تکرار موتیف ها، افزایش تمپو، استفاده از تضاد و … می توان در موسیقی ایجاد می شود.

Release
حالت رهایی و آرامش درست نقطه مقابل تنش است که با شنیدن آن انسان احساس آرامش و تمدد اعصاب می کند. غالب اوقات آرامش در موسیقی همواره پس از به اوج رسیدن تنش حاصل می شود. به این نقطه اوج همانطور که قبلآ در نوشته های گذشته نیز اشاره کردیم Cliamax گفته می شود.

دقت کنید که موضوع لزوم وجود تنش و آرامش نه تنها در موسیقی بلکه در نقاشی، سینما و حتی زندگی انسان صدق می کند و نوعی روند طبیعی برای هر سیستم زنده پایدار به حساب می آید.

همانطور که اگر زندگی تمامآ شامل تنش و اضطراب باشد در نهایت شخص ممکن است ببرد، در موسیقی نیز اگر شما دائم آنرا به سمت تنش هدایت کنید، در نهایت چیزی جز خستگی و ملالت شنوندگان، عایدتان نخواهد شد. بنابراین یک نوازنده باید بداند که چگونه میان این دو پارامتر تعادل برقرار کند.

تنش موجود در ملودی های بداهه نو آموزان


نوازنده با تجربه و حرفه ای، معمولآ ملودی های خود را در عبارت های ۴ یا ۸ میزانی تهیه می کند، آنها برخلاف افراد مبتدی تنها این ۴ یا ۸ میزان را نگاه نمی کنند و هنگام اجرا، ساختار کلی موسیقی را هم در نظر می گیرند.

عبارت های کوتاه، خرد خرد شده اصولآ ایجاد تنش می کنند و اگر بدون فکر اجرا شوند و ترتیبی برای به آرامش رساندن آنها داده نشود، نتایج نا مناسبی را به همراه می آورند.

برای درک بهتر می توانید موضوع را با صحبت کردن به یک زبان بیگانه که خیلی در آن تبحر ندارید تشبیه کنید، هنگامی که با دوستی با این زبان صحبت می کنید، جملاتی که بیان می کنید، تکه تکه و احیانآ بی ربط و بدون شیرازه هستند به همین دلیل از دید شخصی که به آن زبان تسلط دارد، شما بصورت نا مناسبی و نامربوطی در حال صحبت کردن هستید. (برخلاف زبان مادری که هنگام صحبت ایده هایی برای چندین دقیقه جلوتر را در ذهن خود پردازش و آماده می کنید!)

اجرای موسیقی نیز باید به همین منوال باشد، باید بتوانید راجع به آن فکر کنید و ایده های خود را روی ساز اجرا کنید و در نظر داشته باشید که میزان تنش و آرامش موجود در موسیقی شما حساب شده باشد.

لازم است دقت کنید منظور از حساب شده بودن این نیست که تنش و آرامش به مقدار مساوی استفاده شوند، بلکه هرکدام به هر میزان که لازم است باید استفاده شوند. همانطور که هنگامی شما به زبان مادری خود سخنرانی می کنید ممکن است در مجموع سخنرانی آرام یا تنش زایی داشته باشد، اما در طول سخنرانی از هر دو پارامتر Tension و Release بهره برده اید.

  نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط بهزاد واحدی 

" اثرموسیقی بر روی حیوانات"

موسیقی نوای دلنشینی است که بر روی همه موجودات تأثیر دارد . در طبیعت همه مخلوقات الهی نوعی موسیقی دارند . جریان آب بر رودخانه ،  دریا و  صدای آواز پرندگان همه نوایی آرام بخش دارند .  گذشته از این که خود مخلوقات دارای موسیقی خاصی هستند، از نواهای دیگر نیز متأثر می شوند.


"عنکبوت و موسیقی"

وقتی موسیقی نواخته شود ، عنکبوت از تارتنیدن باز می ماند . " میشله" نویسنده معروف فرانسوی نقل می کند که جوان هنرمندی که اغلب ساعات روز را به نواختن ویولون در اطاق خود می گذارنید  ، روزی مشاهده می کند روی دستش که آرشه گرفته عنکبوتی سراپا به نوای ویولون گوش داده و بی حرکت ایستاده است.

همچنین فردی که دراتاق مشغول نواختن نی لبک بود ،  رو به روی او بر روی دیوار اتاق عنکبوتی تارمی تنید . هنگامی که صدای نی لبک را شنید از تارتنیدن باز ایستاد و بی حرکت ماند .


"تاثیر موسیقی بر سگ"

" توسگانینی" موسیقی دان شهیرایتالیایی می گوید تاثیرموسیقی درسگها بسیار شدید می باشد و هنگامی که قطعات معروف موسیقی را می شنود ، گوشهای خود را تیز کرده و حالت حمله به اشخاص بیگانه را به خود می گیرند.


"گرگ و موسیقی"

گرگ برعکس سگ بی اندازه از موسیقی  متاذی و فراری است . به همین جهت در بسیاری از دهستانهای روسیه زارعین و کشاورزان برای بیرون کردن دسته گرگها از دهکده، آلات موسیقی  را به صدا درآورده و گرگها را از حوالی دهکده فراری می دهند.


"خرس و موسیقی"

بسیاری از شکارچیان خرس، در آفریقا و آمریکا با نواختن فلوت این حیوان را دستگیر می سازند . بدین ترتیب که خود را درمعبر خرس قرار می دهند وهنگامی که این حیوان نزدیک می شود، فلوت را به صدا در می آورند. خرس ازشنیدن صدای فلوت ، تعادل خود را از دست می دهد و روی پا و دست چپ خود بلند می شود و فوراً آن حیوان را به دام می اندازند.


" فیل و موسیقی"

فیل ازشنیدن نوای موسیقی متاثر و یا مسرورمی گردد .  به همین جهت است که در سیرکها تا ارکستر به صدا در نیاید فیلهاعملیات اعجاب انگیز خود را نشان نمی دهند.


"اثر موسیقی برشیر"

شیر با شنیدن موسیقی بی حرکت می شود . یکی از نقاشان فرانسوی برای این که از شیرهای باغ وحش پاریس نقاشی کند ، ارکستری را استخدام نمود . آنها با نواختن، شیرها را مدتی بی حرکت نگاه می داشتند و به این وسیله نقاش مزبورمی توانست از شیرها تابلویی تهیه کند.


"ماهی و موسیقی"

به طوری که در حوضچه های شیشه ای آزمایش شده  ، هنگامی که آهنگ فلوت یا ویولون منعکس شود ،  ماهیهای شناور در آن حوضچه ها هم از حرکت ایستاده و در وسط آب توجه خود را به شنیدن موسیقی معطوف می دارند.


" مرغ و موسیقی

"یکی از دانشمندان حیوان شناس آلمان که از موسیقی نیز سر رشته دارد . آهنگی ساخته که با نواختن آن، مرغها زودتر از موعد معین  تخم گذاری را آغاز می کنند.


" سوت بلبلی و کبوتر"

کبوتر بازان برای دستگیر کردن کبوتر دیگران، اشخاصی که می توانند با دهان و کمک دو انگشت " سوت ممتد" بزنند را استخدام می کنند ، یا خود آن را می آموزند و هنگامی که کبوترها در پروازند و یا لب بام نشسته اند" سوت بلبلی" می زنند ؛ در نتیجه به کبوتران حالت رخوت و سستی دست می دهد و قدرت پرواز از آنها سلب می گردد . لذا به زمین می نشینند و یا از جای خود بر نمی خیزند و شخص دیگری که منتظر چنین فرصتی است آنها را دستگیر می کند.

کبوتر بازان به کسانی که می توانند سوت ممتد بکشند " بلبل" می گویند . نتیجه این که چون " سوت بلبلی" یک نوع موسیقی است ، در ساختمان بدن کبوتر تاثیر سوء می گذارد و غدد داخلی را از وظایف خود باز می دارد . کبوتر از حرکت باز می ماند و در نتیجه طعمه دیگران می گردد.

  نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 5:37 قبل از ظهر  توسط بهزاد واحدی 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM