موسیقی ایران پس از اسلام

پس از سقوط سلسله ساسانی و استقرار خلافت اسلامی و رویدادها و حوادث ناشی از این دگرگونی تاریخ تا مدت ها فرصتی برای پرداختن به موسیقی نماند با این همه پیشینه غنی موسیقی و رواج پرداخته آن در عهد ساسانی و به ویژه در دوره سلطانت خسرو پرویز مانع از آن شد که موسیقی یکباره به دست فراموشی و نابودی سپرده شود .

خوانندگان و رامشگران که در واپسین سال های سلطنت ساسانی در سراسر ایران پراکنده بودند نیز با هم افسردگی ها و پریشانی را دست از کار نکشیدند و آن چه به موسیقی و اصطلاحات آن مربوط می شد ، سینه به سینه و دست به دست از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید و در دوره خلافت امویان چون زمانی مناسب یافتند چنانچه خواهیم دید به انتشار و رواج آن دست یازیدند .

آشنایی اعراب پیش از اسلام با موسیقی و شروع دوره اسلامی با موسیقی ایران

الحان موسیقی رزمی از روزگار باستان بین اعراب به ویژه سپاهیان آنان معمول بود . با این الحان احساسات جنگجویان را بر می انگیختند و در میدان جنگ رجز خوانی می کردند که خود نوعی موسیقی به شمار می آید . آهنگ دیگری نیز داشتند که مانند رجز و تند خوانده می شد و به آن نصیب می گفتند اما از آلات موسیقی ظاهرا جز طبل و بوق چیز دیگری نداشتند .

اعراب از موسیقی بزمی الحانی داشتند که آن را غنا می نامیدند .

عرب موسیقی بزمی نداشت و اگر هم مختصر غنایی داشت بی رویه و متناسب با عادات و اخلاق و خوی خشن و ناهموار اعراب بادیه نشین صحراگرد بود .

موسیقیدانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه اموی

مسلم بن محرز : ابن محرز اصلا ایرانی بود ، پدرش پرده دار کعبه بوده او از موسیقیدانان به نام عصر بنی امیه است . در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد . ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی گوید : وزن رمل را که آهنگ ضربی تندی بود او اختراع کرد . او نخستین مکتب علمی را به وجود آورد و آوازها را به طور صحیح تنظیم نمود و خود طریقه ای در موسیقی ابداع کرد و به اصلاح و تکمیل آن پرداخت .

از جمله کارهای او تشکیل دسته های دختران خواننده بود ( تشکیل اینچنین دسته هایی در زمان ساسانیان نیز در ایران معمول بود ) دسته ای از 50 دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جملیه زن موسیقیدان معروف آن عصر ، آهنگ اصلی را می خواند .

جلوه موسیقی ساسانی در میان عرب زبانان

موسیقی کشورهای اسلامی که اکنون در کشورهای باختری به موسیقی عرب معروف است به وسیله ایرانیان پایه گذاری شده و همان طور که پیش از این ذکر شد عرب در آغاز به تمدن و صنعت و هنر توجهی نداشت . پس از اسلام نیز اشتغال به صنعت را دون شان خود می دانست و آن ها را از کارهای موالی می شمرد و از مباشرت به آن عار داشت . چون با تمدن و زندگانی شهری خو گرفت و خود را محتاج به علوم و صنایع دید ناگزیر دست به دامن موالی زد و چون بیشتر اهل هنر و صنعت ایرانی بودند صنایع و هنر ایران از جمله موسیقی میان عرب رواج یافت و به تدریج توسعه پیدا کرد و در دوره خلفای عباسی موسیقی اسلامی بر مبنا و اصول و قواعد و راه و رسم موسیقی ایرانی قرار گرفت و مقامات و الحان موسیقی ایران جانشین موسیقی عرب گردید و با آن که بر اثر مرور زمان و عوامل محلی و اجتماعی موسیقی کنونی کشورهای عربی رنگ خاصی به خود گرفته است هنوز آثار موسیقی ایران در آن کاملا مشهود و نمایان است ، زیرا اساس آن از موسیقی ایران اقتباس شده ، و موسیقی آنان بر پایه موسیقی ایرانی استوار گردیده است چنانکه از میان 52 مقام معمول در موسیقی کشورهای مصر ، سوریه و لبنان ، 30 مقام آن در بین آوازها و گوشه های ردیف موسیقی ایران موجود است بدین شرح : (ابیات ترک)،(سرگاه)،(شهناز)،(اصفهان)،(عشاق)،(سایه)،(صبا)،(شور)،(ماهور)...

ادامه ی بین تحقیق و مقایسه بین ممالک مجاور و موسیقی ایران نیز به همین نتیجه منتهی می گردد که موسیقی ایران ریشه و اساس موسیقی های این ممالک است .

شعر و موسیقی در دوره عباسیان :

بیش از این گفتیم که ایرانیان پس از انقراض سلسله ساسانی و چیرگی عرب بر ایران ، نه از سرودن شعر دست کشیده اند و نه موسیقی خود را فراموش کرده اند بلکه موسیقی و شعر که وابستگی کامل به هم داشت همچنان معمول بود ولی رونق گذشته را نداشت و رو به ضعف می رفت تا آن که ایرانیان به تشکیل حکومت های نیمه مستقل و مستقل توفیق یافتند .

پس از تشکیل خلافت عباسیان به پایتختی بغداد ، بر اثر از میان رفتن امویان ، و آزادی نسبی که پدید آمد و نیز توجه خلفای عباسی به شکوه و جلال دربار و هنرهای زیبا به تقلید از شاهان ایرانی ، بازار هنرهای زیبا از قبیل حسن خط ، نقاشی و شعر و موسیقی گرم شد و هنرمندان ایرانی که با وجود پیشامدهای ناگوار رشته اتحاد ذوقی هنری خود را از دست نداده بودند ، خواسته های قبلی و زاده های فکری و هنری خود را به صورت های ممکن ظاهر می کردند . با تشکیل حکومت های نیمه مستقل و مستقل دراوایل خلافت عباسیان ، احساسات خود را به شیوه نوین جلوه گر ساختند .

دو نویسنده موسیقی دراین دوره ابونصر فارابی و ابن سینا بودند که کتاب موسیقی الکبیر فارابی یکی از بزرگترین کتاب هایی است که تا این زمان راجع به موسیقی نوشته شده و فارابی عود نواز بود و درآواز خوانی مهارت داشت و در کتاب موسیقی الکبیر خد تقسیم بندی دانگ ها به 6 دانگ منسوب به ابونصر فارابی است .

دوره ایلخانیان و تیموریان :در دربارهای مغول مقدار زیادی خنیاگران بوده اند و از متون ادبی دوره مذکور نیز علاقه به علم موسیقی استنباط می شود . بعد از ابونصر فارابی و ابن سینا نظری دان معروفی که قابل ذکر است صفی الدین عبدالمومن ارموی در دوران بحرانی زندگی می کرد و در خدمت آخرین خلیفه عباسی بغداد بود و به هنگام حمله و قتل عام هلاکو خان در بغداد با نواختن عود نزد او جان خود را نجات داد . صفی الدین در ایران دو ساز موسیقی به نام مغنی که نوعی عود بوده است و یک نوع قانون به شکل مربع مستطیل به نام نزهه اختراع کرد .

رساله مهم دیگری به نام کنز القصف در موسیقی به جا مانده که در نیمه دوم قرن 8 نوشته شده است که به ویژه بخش توصیف سازهای موسیقی دارای ارزش است . آن چنان که از این کتاب برمی آید سازهای موسیقی مجلسی در ایران دو نوع عود و رباب بوده است . همچنین سازهای دیگر از قبیل مغنی ، چنگ و ساز کمانه ای به نام غیچک و نی کوچک به نام شبیه ، تنبور ، دو تار و نوعی سه تار و نوعی کمانچه و ساز کوبه ای دف و دایره .

در آثار هنری و نقاشی های این دوره سازهای موسیقی بیشتر از دوره های قبل از آن آمده است . سازهایی که در نقاشی های ایرانی آمده است و در مجالس بزم و در عرصه رزم آن ها را نشان می دهد عبارت است از : تنبور ، چنگ ، قانون ، کمانچه ، نی، سرنا، شیپور ، کوس و سنج .

مشخصات کلی :

1. موسیقی به نحو چشمگیری تابع شعر گشت و بعضی از شعرا ، اشعار خود را با آواز و نواختن ساز اجرا می کردند .

2.نواهای دوران باستان و مایه ها ( دستنها ) که منسوب به باربد بود تاثیر زیادی برآثار موسیقی داشت .

۳.خواندن اشعار حماسی به ویژه شاهنامه خوانی رواج گرفت و وزن شاهنامه در موسیقی مطرح گشت .

4.کوشش هایی برای ثبت الحان موسیقی به وسیله خط آغاز گشت .

5.سازهای متنوعی در همنوازی به کار رفت و برخی سازهای جدید مانند مغنی ( نوعی عود ) و ترهه ( نوعی قانون ) اختراع شد .

6. موسیقی صوفیانه و سماع در خانقاه ها با سازهای معمول آن سبک موسیقی مانند : نی ، رباب ، و در برخی موارد تنبور اجرا شد و زن ها و ملودی های خاص خود را پرورش داد .

۰۷ ابتکارات برخی موسیقی دانان و نوازندگان باعث ایجاد گوشه های جدیدی گشت که به ردیف موسیقی ایرانی اضافه گشت مانند بوسیلیک ( درنوا ) و ابراهیمی در عشاق و ... .

دوره صفویه :دوره رکود مطالعات نظری موسیقی

در دوره صفویه تحول چشمگیری در هنرهایی از قبیل نقاشی و قلمزنی و غیره بعمل آمده در معماری نیز طرح هایی مشخصی به کار رفت . در موسیقی بخلاف نقاشی و کاشیکاری به ویژه در جنبه های نظری آن پیشرفت خاصی حاصل نشد و نظری دانانی چون فارابی ، ابن سینا ، صفی الدین ارموی به وجود نیامد و به علت باورهای مذهبی و تحریم موسیقی موسیقی نوازان اقبال و پذیرشی نیافتند . از طرفی نیز موسیقی به دست افراد بیسواد افتاد . بخلاف چنین وضعیتی که در دوره صفویه در ایران معمول بود، موسیقی ایرانی در هند تجلی داشت و در دوره شاهان مغول بعد از امیر تیمور در هند ، برخی هنرها مانند معماری و ادبیات از ایران تاثیر پذیرفت .

یکی از بنیانگذاران سلسله صفویه شیخ حیدر به اختراع چهارتار شهرت دارد . رباب به وسیله عبدالله فریادی و غیچک به وسیله قلی محمد تکمیل شد . در این دوره تاثیر خارجی به ویژه چین در نقاشی اصفهان مشاهده می شود و بعید نیست که در عرصه برخی سازهای موسیقی هم بی تاثیر نبوده باشد .

مشخصات کلی

1. تنوع سازها نسبت به گذشته بیشتر شد ولی برخی از سازها به تدریج مهجور شد . حداقل 6 ساز در همنوازی ها معمول بوده است که عبارتند از : عود ، نی ، تنبور ، قانون ، کمانچه و دف .

2. خنیاگری و موسیقی بیشتر راه تفنن و سرگرمی را پیمود و از منزلت خنیاگران دستگاه سلطنت دوره ساسانی دیگر خبری نیست ، بلکه در این دوره آن صرفه به همان مسیری افتاد که در دوره قاجار به نام عمله طرب خوانده شدند .

3.موسیقی بیشتر هنر خصوصی بود که درخلوت اجرا می گشت . قلمرو ملودی به ندرت از دو التا تجاوز می کرد .

4. آواز به صورت بلند و با صدای زیر اجرا می شد و به ویژه صدای مردان زیرخوان مانند گذشته مطلوب بوده است .

5. برخی سراشیب های دسته جمعی و نرمه خوانی در مراسم مذهبی رواج بیشتری یافت که کودکان غالبا اکتاو زیر صدای مردان را همزمان می خواندند .

6.مقدمات ورود بعضی از سازهای اروپایی به تدریج فراهم شد که ابتدا منحصر به هدیه سلاطین اروپا به دربار صفویه بوده است . آن ارتباط بیشتر از نیمه اول سده 11 هجری فزونی یافت .

7.موسیقی نظام و مراسم رسمی نقاره خانه که در هنگام سحر و غروب آفتاب و عیدها انجام وظیفه می کرد رونق گرفت .

موسیقی دوره قاجار

از موسیقی دوره قاجار موسیقیدانان آن دوره در نسبت با دوره صفویه آثار و شواهد بیشتری در دست همت در دوره قاجار در موسیقی مجلس تغییراتی روی داد و برخی از سازها که در عصرهای قبل از آن معمول بود در این دوره مهجور ماند و نواختن آن متروک گردید که می توان این ها را برشمرده عود ، رباب ، چنگ ، قانون.در عوض سازهای دیگری بیشتر معمول گشت که از آن قبیل است : تار و سه تار ( که در نقش های دوران قبل دیده نمیشود ) کمانچه ، سنتور ، نی، سورنا ، نفیر ( نوعی بوق از شاخ حیوان یا فلز ) کرنا، دهل ، تنبک ، نقاره ، سنج ، نی انبان ، دایره و سوتک . برخی از سازها هم در ایران اختراع شد مانند رموز که شخصی همدانی در تهران اختراع کرد یکی از نوازندگان به نام آقا جان پدر میرزا حبیب سماع حضور کمانچه ای اختراع کرد که دارای سیم ها و پیچ های زیاد و دسته ای بلند بود و ایستاده می نواخت و نام آن را مجلس آرا نهاده بود و شب ها برای ناصر الدین شاه می نواخت .

طبق نوشته برخی سفرنامه ها نواختن موسیقی به ویژه در میهمانی ها و هنگام صرف ناهار معمول بوده است . در آن نوع موسیقی مجلسی غالبا یک ساز کوبه ای و تار با خواندن آواز همرهی می کردند . در دوره اخیر الذکر غالبا قدر و قیمتی برای آن هنر و اجرا کنندگان آن قائل نبودند و اشخاص سرشناس به ندرت به فراگرفتن موسیقی یا نواختن ساز می پرداختند و اگر هم همچنین می کردند بیشتر جنبه شخصی و خصوصی داشته است . از طرفی موسیقی و اجرای آن به دست لوطیان و اشخاص بی سرو پا افتاد . در سفرنامه سیاحان دیگری که از موسیقی دوره قاجار یاد کرده اند کما بیش همین وضع منعکس است . ادوارد براون انگلیسی در شرح میهمانی ها ذکر می کند که میهمانان بسته به مدارج خود در صدر سفره می نشستند و موسیقی دان ها و خوانندگان و رقاصان در پای سفره قرار می گرفتند . مهدی قلی هدایت ( حاج مخبر السلطنه ) می نویسد : از متاخرین کسی دارای مقام علمی نبوده است . در موسیقی آنطوری که باید تعقیب نشد و در اواخر اهل عمل ( نوازندگان ) را منزلتی نماند .

در دستگاه های حکام به ویژه سلاطن در قاجار نوازندگان و خوانندگان هم به صورت خصوصی و هم در مراسم مناسب مانند مراسم آش پزان انجام وظیفه می کردند . بجز نوازندگانی که اکثر آن ها را عمله طرب می خواندند در مراسم میهمانی ها و عروسی ها نیز از نوازندگان دیگری که غالبا مطرب خوانده می شدند استفاده به عمل می آمد . نوازندگان روستایی بجز استفاده از آواز و سازهایی مانند کمانچه و ... از طبل بزرگ و سرنا هم استفاده می کردند . نوازندگان و خوانندگانی که با هم همکاری داشتند غالبا دسته می نامیدند . از مشهورترین آن دسته ها در دوره ناصر الدین شاه دو دسته را می توان نام برد که سر دسته هر دو دسته ها نابینا بودند . یکی معروف به دستهی مومن کور که خود ردیف دان بود و افرادش را خود تعلیم داده بود و همسر او ضرب و دف می زد و دو دخترانش در دسته او بودند ، یکی ارگ دستی می نواخت و دیگری در رقص مهارت داشت .

دسته دیگر کریم کور بود که خود تار وکمانچه می نواخت و دخترش نیز کمانچه می نواخت . خواننده به نام حسین آواز می خواند و ضرب می گرفت و صادق نامی نیز دف می زد . کریم در سال 1300 ه.ق درگذشت . نوازندگان مخصوص که به نام عملیه طرب خاصه نامیده شده اند در طول 50 سال سلطنت ناصر الدین شاه در دربار او انجام وظیفه کردند و نام آن ها چنین است : آقا علی اکبر ، آقا غلامحسین ، میرزا عبدالله نوازندگان تار .سنتورخان ، محمد صادق خان ، و میرزا حبیب سماع حضور نوازندگان سنتور .

خوشنوازخان ، مطلب خان ، و جواد خان قزوینی نوازندگان کمانچه در دستگاه ناصر الدین شاه از نوازندگان دیگر هم استفاده می شده که در موقعیت های خاصی انجام وظیفه می کردند . از این قبیل که قبل از خواب برای ناصر الدین شاه نوازندگی می کردند . خوابگاه او چهار در به اطراف داشت که یکی به اتاق رامشگران باز می شد . نقیب الممالک که در داستان سرایی مهارت داشت در یکی از اتاق ها می نشست و در را اندکی باز می گذاشت ، تا شاه صدایش را بشنود و قبل از آن یکی از نوازندگان مخصوص که جوادخان قزوینی بود کمانچه ای بسیار کوچکی داشت که می نواخت و نقیب الممالک چند بیتی آهسته می سرود .

آنچنانکه استنباط می شود ناصر الدین شاه تا حدی ذوق شاعری داشته است و به نغمات موسیقی ایرانی هم آشنایی نسبی حاصل کرده بود و استادان فن را تشویق می نموده است و درعصر او نوازندگان مشهوری به وجود آمدند که عبارتند از :آقا علی اکبر فراهانی :وی فرزند شاه ولی بوده که طبع شعری هم داشته است . به دستور ناصرالدین شاه یک تابلوی نقاشی آب رنگ توسط میرزا ابوالحسن خان غفاری ( صنیع الممالک ) در سال 1273ه.ق. از او و چند تن از شاگردانش نقاشی شده است . کنت دوگو بینو فرانسوی در تهران ساز او را شنیده و راجع به او می نویسد : معروفترین نوازندگان تار علی اکبر است که اروپائیانی که به موسیقی مشرق توجه نداشته اند در موقع شنیدن ساز او دچار تاثر شدند چون با روح و حساسیت زیادی تار می زد ولی به نظر بعضی هنرمندان تند خلق است و بایستی خیلی اصرار کرد تا ساز بزند . آقا محمد صادقخان سرور الممالک نوازنده مشهور سنتور عهد ناصری که ساز آقا علی اکبر را شنیده بود روایت کرده که : چون آقا علی اکبر مضراب برسیم اشنا می ساخت من در عالمی دیگر سیر می کردم و نوازندگی خود از یادم می رفت .

آقا علی اکبر شب ها تار خود را کنار بسترمی نهاد و می خوابید و گاه در نیمه شب بیدار می شد و گوشه تازه ای می نواخت یک شب کسی در خواب به او می گوید من رنگ اصول را که از قطعه های قدیم است و به کلی فراموش شده است به تو می آموزم و چنان می کند . آقا علی اکبر در دل شب از خواب بیدار شده ، میان بستر تار را برداشته و آن را می نوازد و دو روز بعد رنگ را به برادرزاده اش آقا غلامحسین می آموزد و بعد او به پسرعموهایش میرزا حسین قلی و آقا میرزا عبدالله تعلیم می دهد .
آقا علی اکبر دارای سه پسر بود . به نام های میرزا حسن نوازنده تار و سه تار که در جوانی درگذشت و پسران دیگر میرزا عبدالله و آقا حسینقلی نوازندگان مشهور تار )

آقا غلامحسین :فرزند محمد رضا برادر زاده آقا علی اکبر است . که نزد عموی خود بوده و از نوازندگان دربار ناصری بوده است . مضراب ریز و سریع او معروف بوده و بجز عموزاده هایش میرزا عبدالله و آقا حسین قلی شاگردان دیگری مانند نعمت الله اتابکی کرمانی و محمد خان مستوفی و ...تربیت کرد .

بر اثر کوتاه بودن عمر آقا علی اکبر فرزندان خردسالش میرزا عبدالله و آقا حسین قلی نتوانستند از تعلیمات پدر بهره مند شوند و آقا غلامحسین هم در ابتدا به تعلیم آنان رغبتی نداشت ولی بر اثر اصرار مادرشان که بعد ازفوت آقا علی اکبر به عقد ازدواج آقا غلامحسین درآمد . به تعلیم آن دو همت گماشت و آهنگ های گذشته را حفظ کرد .

میرزا عبدالله :او ابتدا نزد برادر بزرگ خود میرزا حسن و سپس نزد پسرعموی خود آقا غلامحسین موسیقی را فراگرفت و به برادر کوچکتر خود آقا حسین قلی هم آموخت . وی ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را به شاگردان دیگر خود آموخت و در آموزش بخشنده و گشاده دست بود . شاگردان دیگر میرزا عبدالله عبارتند از : ابوالحسن صبا ، حاج آقا محمد ایرانی مجرد ( در قسمت ردیف ) ، سید حسن خلیفه ، دکتر مهدی صلحی ( منتظم الحکما ) که مهدی قلی هدایت از محضر او استفاده کرد و ردیف موسیقی او را نوشته است . از فرزندان میرزا عبدالله ، احمد عبادی که نزد خواهر خود کار کرده بود موسیقی را ادامه داد و از نوازندگان مشهور سه تار در دهه معاصر به شمار می آید .

آن چنان که برمی آید : میرزا عبدالله نیز دارای مشرب درویشی بود . دکتر داریوش صفوت گوید : آقای دوامی مطلب جالبی می گفت و آن این که از میرزا عبدالله ( بزرگترین سه تار نواز ایران که در نواختن تار نیز استاد بود و به منزله کتاب موسیقی ایران به شمار میرفت ) نقل قول می کرد که موسیقی ایرانی یک موسیقی معنوی است . و تا شخص به عالم معنا راه نیابد نمی تواند چیزی از آن بیاموزد حتی دوامی می گفت میرزا عبدالله توصیه کرده بود که هر که خواست نزد شما کار کند ابتدا او را بفرستید تا وارد عالم معنا بشود و بعد موسیقی ایرانی را یاد بگیرد .

سبک :در مورد میرزا عبدالله ذکر شده است که وی مردی نجیب و لحنی مهربان بوده است . ابتکار ساختن برخی مقطعات خوبی از اوست . شهرت میرزا عبدالله بیشتر در نواختن سه تار بوده است . سه تار که از نوع تنبور بوده است بر خلاف تنبور که با 4 انگشت دست راست می نوازند ، سه تار را با ناخن انگشت سبابه دست راست می نوازند .آنچنانکه از نام این ساز بر می آید در ابتدا سه سیم داشته است . طبق روایت عشاق علیشاه سیم دیگری به آن اضافه کرده که اکنون با 4 سیم نواخته می شود . این سیم اضافه شده به نام سیم زنگ یا سیم مشتاق معروف است .

علی نقی وزیری :پدرش موسی خوان افسر نظام بوده مادرش از اولین زنانی بود که مدرسه دخترانه دایر کرد و موسیقی هم تا حدی وارد بود . ساز ویولن را آورده فارغ التحصیل مدرسه موزیک نظامی است . پدر موسیقی ایران بوده و اولین هنرستان موسیقی ایران را آورده .

مرتضی نی داود :ساز اختصاصی تار ، نی داود از نوازندگان درجه اول نوازندگی سنتی تار به شمار می رود . تصنیف مرغ سحر ( ماهور ) مال اون بوده ، مغازه الکتریکی در خ فردوسی تهران داشته .

روح الله خالقی :استادش علی نقی وزیری ، اولین هنرستان ملی موسیقی ایران را می آورد .ای ایران اثر ماندگار وی میباشد.

درویش خان :نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش آغاز کرد ./

یادشان گرامی...